• به

    نامحدود

    ،

    بزرگترین پایگاه تحلیلی خبری فارسی زبان

    خوش آمدید.
  • امروز: شنبه 21 فروردین 1400
  • آخرین به روز رسانی: شنبه ۲۱ فروردین ۱۴۰۰ - ۱۶:۱۵

نتایج برچسب نارسایی

کدام نمک بهتر است؟

کدام نمک بهتر است؟

انواع مختلفی از نمک وجود دارد که هرکدام از جای خاصی تهیه شده و ویژگی خاصی دارد. همیشه برای بانوان سوال پیش می آید که کدام نوع نمک را استفاده کنیم؟ بالاخره کدام نوع نمک را استفاده کنیم؟! نمک از عناصر پرکاربرد در آشپزخانه ها می باشد که متاسفانه در بعضی مواقع بیش از حد مصرف می شود و خطرات جبران ناپذیری را به دنبال دارد. سوال همیشگی آشپزها و یا بانوان این است که بالاخره کدام نوع نمک را استفاده کنیم؟! برای پاسخ به این سوال که کدام نوع نمک استفاده کنیم ابتدا نمک ها را معرفی می کنیم و سپس به شما قدرت انتخاب بهترین نمک را برای مصرف می دهیم. انواع نمک های موجود 1. نمک طبیعی : این متدوال ترین نوع نمک است که سدیم کلرید از عناصر اصلی آن می باشد و عمدتا از یک فرآیند شیمیایی در سطح صنعتی، استخراج می شود. هنگامی که ساخته می شود، معمولا دیگر مواد معدنی، مانند: ید و فلوئور و همچنین دیگر مواد افزودنی و نگهدارنده ها به آن اضافه می شوند، این نمک از بهترین چاشنی ها برای متعادل کردن طعم غذای شما است. 2. نمک دریایی خام : این نمک از طریق فرآیندهای طبیعی مانند: تبخیر نمک آب بدست می آید، این ترکیب از کلرید، سدیم، ید و فلوئور و دیگر مواد افزودنی تشکیل می شود و کلرید و سدیم از ترکیب اصلی آن هستند و رنگ متمایل به خاکستری دارند. به غذاها طعمی قوی تر از نمک معمولی و طبیعی می دهند، این نوع نمک بسیار سالم تر و گران تر از نمک های طبیعی هستند. 3. نمک معدنی : این نوع نمک از لایه های بالایی معادن نمک دریا بدست می آید که برای جمع آوری آن از اقیانوس اطلس و دریای مدیترانه از تکنیک های سنتی و استثنایی استفاده می کنند و به دلیل طعم خاصی که دارد در دستورالعمل غذاهای لذیذ استفاده می شود. این یک فرضیه اشتباه است، که مصرف آن باعث جذب و حفظ آب نخواهد شد اگر شما با نمک های دیگر مقایسه کنید، متوجه می شوید که میزان سدیم آن 15% و سدیم کلرید آن 92/9% کمتر است و در مقایسه با طعم و مزه، نسبت ضعیف تری دارد زیرا به راحتی در دهان شما حل می شود. 4. نمک هیمالیا : عمده ی این نوع نمک، در پاکستان و آمریکای لاتین می باشد، نه در کوههای هیمالیا، این نوع برای خیلی سال پیش است و سرشار از مواد مغذی و مواد معدنی می باشد. نمک هیمالیا از انواع کمیاب نمک ها هستند که برای عملکردهای بدن بسیار عالی است. یکی دیگر از دلایلی که باعث محبوب شدن این نمک شده است، رنگ صورتی و خاص آن می باشد. نمک مناسب برای مصرف انسان ها برای انتخاب سالم ترین، مغذی ترین و خالص ترین آن، توصیه های زیر می تواند روند انتخاب ها را بهتر کنند: هر نوع آن که سدیم کلرید بعنوان عنصر اصلی آن است، نباید به مقدار زیادی مصرف شود، در واقع خوردن نمک اضافی لازم نیست، زیرا شما می توانید این سدیم کلرید را از غذاهای مختلفی بدست بیاورید. آنها برای طعم دادن به غذای شما استفاده می شوند و متاسفانه برای سلامتی مضر هستند. نمک های مضر به طور مستقیم از طبیعت، به روش های مختلف به دست می آیند بعنوان مثال نمک های سنگی و معدنی. استراتژی های بازاریابی، باعث می شود که قیمت های نمک طبیعی بیشتر شود بدیهی است که منافع اقتصادی جهان طبیعی، آنرا اداره می کند به همین دلیل دانستن اینکه یک محصول طبیعی ارزش قیمتش را دارد یا بخاطر طرح بازاریابی است، سخت می باشد در نتیجه، مشکل نمک نیست، بلکه چگونگی و مقدار مصرف آن می باشد. مصرف بیش از حد نمک خطرناک است و باعث ایجاد بیماری های قلبی، عروقی، نارسایی کلیه، پوکی استخوان و ... می شود. به یاد داشته باشید که ادویه جات و گیاهان معطر می توانند جایگزین مناسبی برای نمک ها باشند پس حتما این کار را بکنید.

30 تیر 1398 -14:00
درباره آینده پیوند اعضا

درباره آینده پیوند اعضا

پیوند اعضا شاخه ای از علم پزشکی است که اندکی بیش از ۶۰ سال از عمر آن می‌گذرد. این علم در این مدت با موفقیت های چشمگیری همراه بوده است، به طوری که به عنوان یکی از معجزات علم جدید یاد می‌کنند. بسیاری از بیماران که قبلاً به علت نارسایی عضو با مرگ دست و پنجه نرم می‌کردند، امروزه با موفقیت بالایی با پیوند قابل درمان هستند، ولی پیوند اعضا مشکلات خاص خود را دارد. فرآیند پیوند اعضا طوری است که اولاً باید عضوی در دسترس باشد که به فرد پیوند شود. لذا یکی از مشکلات این رشته کمبود عضو پیوندی است. متأسفانه به علت این کمبود تعداد قابل توجهی از بیماران قبل از پیوند فوت خواهند کرد. دومین مشکل این است که تا زمانی که عضو پیوند شود، این عضو خارج از بدن است و خونرسانی ندارد. خود این مسئله به عضو پیوندی آسیب می‌رساند. سومین مشکل این است که عضو پیوندی غیرخودی است و سیستم دفاعی بدن قصد پس زدن آن را دارد، یعنی مسئله «رد پیوند». اگر این سه مشکل حل شود، بیماران بیشتری پیوند خواهد شد و میزان موفقیت پیوند بالا می رود. ۱- کمبود عضو یکی از مشکلات بزرگ پیوند کمبود عضو پیوندی است، برای مثال در کشور ما هر ۷ دقیقه یک نفر به علت نبود عضو پیوندی نامناسب فوت می‌کند. در آمریکا بیش از ۱۰۰ هزار نفر در انتظار پیوند هستند و فقط ۳۰ هزار نفر در سال پیوند می‌شود و بسیاری از بیماران در فهرست های انتظار پیوند فوت خواهند کرد. یکی از راه حل های این معضل ساختن عضو از سلول های بنیادی خود بیمار است. این کار نه تنها می تواند مشکل کمبود عضو را حل کند، بلکه چون سلول‌ها از خود بیمار هستند، مسئله رد پیوند را نیز حل می‌کند و نیازی به مصرف داروهای ضد رد پیوند نیست. خود این داروها عوارض و هزینه بسیاری دارند. پزشکان برای اولین بار با استفاده از سلول‌های بنیادی بیمار و روش‌های مهندسی بافتی موفق شدند نای (مجرای هوایی به ریه) را بسازند و در یک عمل ۹ ساعته آن را به کودک ۲ ساله‌ای پیوند کنند. این کار درباره ۶ بیمار دیگر نیز انجام شده است. محققان در تلاش هستند با استفاده از این روش‌ها اعضای دیگر بدن را با استفاده از سلول‌های بنیادی خود بیمار بسازند. یکی دیگر از راه‌حل‌های کمبود عضو، ساختن اعضای مصنوعی مانند قلب یا کلیه است. اگر می‌توان فرد مبتلا به نارسایی کلیه را با دستگاه دیالیز زنده نگهداشت، چرا نتوان با ساختن دستگاه دیالیزی کوچک و قابل پیوند به بیمار او را درمان کرد و یا همین کار را با قلب مصنوعی انجام داد. قلب درواقع یک پمپ است. محققان یک قلب مصنوعی کوچک ساخته‌اند که می‌توان آن را به بیمار وصل کرد یا درون سینه بیمار قرار داد تا کار قلب را انجام دهد. محققان دانشگاه کالیفرنیا در سانفرانسیسکو مشغول ساختن کلیه مصنوعی هستند که بتوان آن را در بدن بیمار کار گذاشت تا کار کلیه که تصفیه خون از سموم است، را انجام دهد. یکی از فناوری‌های جدید که به ساختن عضو پیوند کمک کرده است، پرینت سه‌بعدی است. محققان در آمریکا موفق شده‌اند با پرینت سه‌بعدی مثانه بسازند و به بیمار پیوند کنند. اگرچه این فناوری در ابتدای کار است، ولی امیدواری بر است که با پیشرفت آن بتوانند اعضای پیچیده‌تری چون قلب، ریه، کبد یا کلیه را تولید کرد. پیوند اعضا از حیوانات از دیرباز در فکر بشر بوده است. بر سر دروازه ملل در تخت جمشید تصویری از موجودی با سر انسان و اعضایی از حیوانات متفاوت دیده می‌شود. پیوند اعضای حیوانات در دهه ۷۰ و ۸۰ در پیوند کلیه، قلب و کبد آزمایش شده است، ولی به علت نتایج ناموفق و مسائل اخلاقی مرتبط با آن برای چند دهه متوقف شده بود. اخیرا با استفاده از فناوری مهندسی ژنتیکی دوباره بارقه‌ امیدی در این باره زنده شده است که شاید بتوان از اعضای حیوانات برای پیوند استفاده کرد. ۲- مشکل رد پیوند ازآنجاکه عضو پیوندی غیرخودی است، دستگاه ایمنی بدن با آن مبارزه خواهد کرد و قصد تخریب آن را دارد. بنابراین این بیماران تا آخر عمر باید داروهای ضد رد پیوند را مصرف کنند. این داروها بدون عارضه نیستند و هزینه زیادی دارند. در ضمن علیرغم مصرف این داروها بازهم گاهی رد پیوند رخ می‌دهد و منجر به ازکارافتادن عضو پیوندی می‌شود. پژوهشگران دانشگاه هاروارد در آمریکا موفق شده‌اند با استفاده هم‌زمان سلول‌های مغز استخوان و کلیه فرد دهنده وضعیتی ایجاد کنند که دستگاه ایمنی کلیه را پس نزند. به این حالت مدارا یا تولرانس می‌گویند. با این کار دستگاه ایمنی متشکل از هردوی سلول‌های فرد دهنده و سلول‌های فرد گیرنده خواهد شد، به‌طوری‌که کلیه پیوندی را از خود می‌داند و پس نمی‌زند. به‌این‌ترتیب این بیماران به هیچ دارویی برای جلوگیری از رد پیوند نیازی ندارند. امید است که از این روش بتوان در پیوندهای دیگر نیز استفاده کرد. ۳- مشکل خارج بودن عضو از بدن عضو پیوندی تا وقتی که به فرد گیرنده پیوند شود، ممکن است ساعت‌ها از بدن خارج بماند و خون‌رسانی ندارد. این مسئله منجر به آسیب دیدن عضو پیوندی می‌شود. گاهی باید روزها یا شاید هفته‌ها صبر کرد تا عضو به کار بیفتند. در این مدت مثلاً در پیوند کلیه می‌تواند فرد را دیالیز کرد تا عضو به کار بیفتد، اما در پیوند قلب یا کبد، اگر عضو کار نکند ممکن است به مرگ بیمار منجر شود. اخیراً دستگاه‌هایی ساخته شده است که محیط بدن را در خارج شبیه‌سازی می‌کند تا عضو آسیب کمتری ببیند. به‌طور مثال در بریتانیا کلیه روی دستگاه حاوی پمپی قرار می‌دهند که تا زمان پیوند به عضو خون و اکسیژن را می‌رساند. همین کار را با قلب، ریه و کبد هم انجام داده‌اند. به‌این‌ترتیب تا زمان پیوند، عضو در همان وضعیت داخل بدن قرار دارد و به کار خود ادامه می‌دهد، مثلاً در مورد کلیه در خارج بدن ادرار تولید می‌کند یا در مورد کبد صفرا می‌سازد. امید بر این است که با پیشرفت علم در این زمینه‌ها تعداد بیشتری از افراد مبتلا به نارسایی اعضا پیوند شوند و ن نتایج پیوند از این‌که هست، نیز بهتر شود.

08 اردیبهشت 1398 -15:47
از نفرین فراعنه مصر چه می‌دانید؟!!

از نفرین فراعنه مصر چه می‌دانید؟!!

کاهنان دربار فراعنه در تمدن مصر باستان، در زمره مرموزترین شخصیت‌های تاریخ به شمار می‌روند تا جایی که در خصوص زندگی برخی از آنان کتاب‌هایی مستقل به چاپ رسیده است. هوش و فراست این دولت مردان در سایه تمدن مصر، تنها به دایره نفوذ انکارناپذیر آنان در ساختار حکومت فراعنه ختم نمی‌شوn؛ بلکه با تسلط آنان برخی از علوم مانند، فیزیک و شیمی ‌با استفاده از نوع معماری و مواد مهلک و سمی، مقبره فراعنه رابه مرگ‌بارترین مکان‌ها برای هر فرد متجاوز به قبر فراعنه تبدیل می‌کردند تا جایی که هر فرد راه یافته به گنجینه‌های مدفون در مقابر، اگر از تله‌های گوناگون چون فرو ریختن سقف با حرکت خود و با برداشتن سنگی از قبور عبور کند، گرفتار قارچ‌های سمی ‌می‌شود که در فضایی بسته انتظار هر راهزنی را می‌کشد. تبحر معماران مصر باستان در مهندسی اهرام تا بدان جا بود که وقتی یکی از رهبران شوروی سابق حضور در مقبره یکی از فراعنه در اهرام ثلاثه را در برنامه‌های خود قرار داده بود. سرویس جاسوسی شوروی سابق با نتیجه گیری از آخرین داده‌های دانشمندان در خصوص تمرکز انرژی در نقطه مرکزی آرامگاه، دیدار وی را لغو کرد. امروز آمیزه ای از واقعیت‌های اثبات شده علمی ‌با برخی از حوادث و اتفاقات روزمره زندگی، به سوژه‌ای جذاب برای نویسندگانی مبدل شده است که مخاطبین خود را برای لحظه ای در فضای افسانه و حقیقت رها می‌سازند. در هفدهم فوریه سال 1923 م. در شهر لوکسور مصر، حدود بیست نفر در برابر یک دیوار سنگی گرد آمده بودند. این دیوار چندین هزار سال پیش تعبیه شده بود تا آرامش ابدی فرعون جوان «توتن خامون» را حفظ کند. در حدود بیست نفر شاهد، پشت سر اردکارنارون و هوارکارتر باستان شناسان انگلیسی که سرنوشت خارق‌العاده شان موجب شد تا در سراسر جهان مشهور شوند، صف کشیده بودند. اندکی از ساعت دو بعدازظهر گذشته بود. چند دقیقه بعد، هئوارکارتر تخریب این دیوار را که راه ورودی مقبره را بسته بود، آغاز کرد. بازوی کارتر بالا رفت. در دست راست او یک چکش سنگین بود و با دست چپش مته بزرگی را گرفته بود تا این دیوار اسرارآمیز را سوراخ کند. حاضرین جملگی می‌لرزیدند و لردکارنارون ناخودآگاه به فکر کتیبه ای افتاد که بر روی گل آخری نقش بسته بود. چند هفته پیش این کتیبه را یافته و با زحمت بسیار موفق به خواندن متن آن شده بودند. در این کتیبه، ظاهرا به پیداکنندگان مقبره چنین اعلام خطر شده بود: «هرکسی که آرامش فرعون را بر هم زند، عفریت مرگ بال‌های خود را بر او خواهد کوفت». کارتر، سوراخی را به اندازه دو برابر قطر بازوی خود ایجاد کرد و مقبره را به مدد یک لامپ برقی روشن کرد. جزئیات درون فضای آرامگاه را دیگر می‌شد به روشنی دید. درخشش اشیاء، چشمانش را زد. همه جا روی دیوارها و روی زمین آکنده از طلا بود. آرامگاه زرین در برابر دیدگان بهت زده باستان شناسان می‌درخشید. این دو مرد شکاف دیوار را وسیع تر کردند. صندوق زرین عظیمی ‌تقریبا همه فضای مقبره را انباشته بود. در یک سوی آن دو در فقل تعبیه شده بود که بدون زحمت و سروصدای زیاد باز شدند. در درون این صندوق، یک جعبه دیگر آن هم طلایی وجود داشت؛ اما بر روی درهایی که در صندوق قرار گرفته بود، مهر و موم دست نخورده ای دیده می‌شد که معلوم بود از زمان تدفین فرعون تا این زمان، هیچ کس آن چه را که پشت این مقبره در بسته پنهان شده، ندیده است. این دو باستان شناس، با دقت هر چه تمام تر، درهای سرداب را بستند و دوباره راه آن را مسدود کردند. در میان حاضرانی که در بحر مکاشفت فرو رفته بودند، هیچ کس یک کلمه صحبت نمی‌کرد. در آن جا، یک وزیر، چندتن صاحب منصب عالی مقام دولت، باستان شناسان، دانشمندان، بازرس‌های کل اداره باستان شناسی مصر و دو زن وجود داشتند. در این جمع بیست نفری، سیزده نفر آنها در مدت چند ماه به طرز خشونت بار و مرموزی از بین رفتند... در حدود چهل روز بعد، هوارکارتر از قاهره تلگرامی ‌دریافت کرد به او خبر داده شده بود که لردکارنارون شدیدا بیمار است. هوارکارتر که در لوکسور بود، زیاد به این تلگرام اهمیت نداد؛ ولی به زودی تلگرام دومی ‌با این عبارت رسید: لردکارنارون به طور جدی بیمار است و تب شدیدی دارد. کارتر با شتاب فراوان به سوی پایتخت مصر روانه شد. دوازده روز بود که لردکارنارون با تب‌های بسیار شدید دست و پنجه نرم می‌کرد. در اطاقی که در هتل کنتینانتال داشت، گرما غالبا به چند درجه می‌رسید. پسر لردکارنارون برای دیدن و مواظبت دائمی‌ پدر به مصر رسید. در همان شب ورود، در ساعت دو و ده دقیقه کم شب، توسط پرستار از خواب بیدار شد. پدش مرده بود. به اطاق پدر دوید و در لحظه ای که می‌خواست وارد اطاق شود، ناگهان همه چراغ‌ها خاموش شد. خواهر لردکارنارون اشک می‌ریخت و آخرین کلماتی که لرد بر زبان جاری کرد، واقعا عجیب بودند: «صدایش را می‌شنیدم به دنبالش راه افتاده ام...» در همان لحظه ای که لرد در قاهره مشغول جان دادن بود. هزاران کیلومتر دورتر، یعنی در انگلستان و در منزل خانوادگی کارنارون‌ها، سگ کوچک لرد شروع به نالیدن کرد و آن گاه بر روی دو پای خود ایستاد و سپس مرد. چند روز بعد، باستان شناس آمریکایی آرتورمیس که به کارتر کمک کرده بود تا دیوار اطاق فرعون را خراب کند، احساس خستگی کرد. پیش از آن که حتی پزشکان بتوانند کوچک ترین اظهار نظری کنند، عقلش را از دست داد و در همان هتلی که لرد از دنیا رفته بود، او نیز جان داد. در همان زمان‌ها، میلیاردر معروف آمریکایی جرج جی گلوله که شدیدا از مرگ دوست قدیمی‌خود لردکارنارون متأثر شده بود، به وسیله کارتر، مقبره توتن خامون را تماشا کرد و فردای آن روز، تب وحشتناکی او را انداخت. پزشکان نظر دادند که بر اثر نارسایی قلبی مرده است. مرگی که به هر حال عجیب و غریب بود و چهار هفته بعد از اعلامیه او در انکار نفرین فراعنه روی داد؛ یعنی همان روزی که در موزه قاهره که توسط جمال محرز اراده می‌شد اشیای گران بهایی را که از مقبره توتن خامون به دست آمده بود. قرار می‌دادند؛ به ویژه ماسک طلایی این فرعون را که بیست و پنج لیور سنگینی داشت. در تاریخ سوم نوامبر 1962 م. یک پروفسور پزشکی و زیست شناسی دانشگاه قاهره، بعد از مطالعه تمام نظریه‌ها و طرح نظریه رادیواکتیویته و همین‌طور مسمومیت محیط مقبره فرعون به علت بسته بودن کامل، خود را برای اعلام نظریه جنجال آفرین در باب این به اصطلاح نفرین آماده می‌کرد. پرفسور عزالدین طاها، این حقه اسرارآمیز را شکسته بود. روزنامه نگاران سراسر جهان به سالن کنفرانس هجوم آوردند و پروفسور رشته کلام را به دست گرفت. «چندمین ‌سال است که من تعداد فراوانی از باستان شناسان و کارکنان موزه‌ها را مورد معاینه قرار می‌دهم. در تمام موارد مشاهده کرده ام که در بدن مریض‌های من ویروسی وجود دارد که موجب تورم مجاری تنفسی شده و تب‌های بسیار شدیدی را موجب می‌شود: لذا توانسته ام در انستیتوی میکروب شناسی دانشگاه قاهره، یک سلسله ویروس‌های خطرناکی را که موجب ناخوشی‌های گوناگون است و بین آنها ویروس آسپرژینوس نیژر نیز بود، مشخص کنم. این ویروس می‌تواند به طور غیر عادی در درون مومیایی‌ها، در مقابر و اهرام، حدود حداقل سه تا چهارهزار سال زنده بماند...» . پرفسور طاها چنین نتیجه گرفت: «این کشف، یک بار برای همیشه این فکر خرافی را در هم می‌شکند که جستارگرانی که در مقابر باستانی کار کرده اند، در تأثیر نفرین مرده باشند. امروز هنوز هم کسانی هستند که به تأثیر نیروهای فوق طبیعی باور دارند؛ ولی ما بر این مزخرفات خط بطلان می‌کشیم». شب سوم نوامبر 1962 م. بسیاری از کسانی که در تماس با مومیایی فراعنه، مقابر و اهرام بوده اند، از سخنان پرفسور طاها تسکین یافتند و ترسشان از میان رفت. روزنامه نگاران چکیده‌های فراوانی از کنفرانس طاها تهیه کرده و منتشر نمودند. «ما بر این مزخرفات خط بطلان می‌کشیم» و البته که این حرفها چرند و پرند بود. توجیه مرگ اسف بار حدود سی نفر محقق، فقط از جهت علمی‌ مقدور است و نظریه پرفسور طاها قابل نقض و رد نبود. چند روز بعد، پرفسور طاها در جاده بین قاهره و سوئز اتومبیل می‌راند. او پشت فرمان بود و در کنارش دو نفر از همکاران علمی ‌او نشسته، از این مزخرفات سخن می‌گفتند که ناگهان، درحالی که اتومبیل پرفسور طاها در هفتاد کیلومتری مشرق قاهره مشغول رفتن بود، بدون هیچ دلیلی به طرف دست چپ منحرف شد و این اتومبیل در این جاده خلوت با اتومبیل دیگری بی دلیل تصادف کرد و پرفسور طاها و دو همکارش بی درنگ به قتل رسیدند؛ ولی مسافران اتومبیل دیگر فقط جراحات اندکی برداشتند. تشریح جسد پرفسور طاها نشان داد که او نیز قربانی نارسایی قلبی شده است!

11 دی 1397 -15:47
بیماری کلیوی در مردان کُشنده تر است

بیماری کلیوی در مردان کُشنده تر است

مطالعه جدید نشان می دهد بیماری مزمن کلیوی در مردان بیش از زنان منجر به نارسایی کلیوی و مرگ می شود. دکتر «آنا ریکاردو»، سرپرست تیم تحقیق از دانشگاه ایلینوی آمریکا، در این باره می گوید: «ما دریافتیم زنان ۱۷ درصد کمتر از مردان ریسک نارسایی کلیوی و ۳۱ درصد کمتر خطر مرگ ناشی از بیماری مزمن کلیوی را تجربه می کنند.» بیماری مزمن کلیوی به تدریج موجب از بین رفتن عملکرد کلیه می شود. در برخی بیماران می تواند منجر به نارسایی کلیه و ضرورت دیالیز یا پیوند کلیه شود. در این مطالعه حدود ۴۰۰۰ بیمار مبتلا به بیماری مزمن کلیوی مورد بررسی قرار گرفتند. بعد از میانگین پیگیری وضعیت این افراد به مدت ۷ سال، مشخص شد نرخ نارسایی کلیه در مردان ۳.۸ درصد و در زنان ۳.۱ درصد بود. نرخ مرگ و میر هم به ترتیب ۳.۶ و ۲.۶ درصد بود. ریکاردو در مورد یافته های بدست آمده می گوید: «نتایج این مطالعه نشان می دهد بیولوژی و فاکتورهای فیزیولوژیکی ممکن است عامل این تفاوت جنسیتی در بیماران مبتلا به بیماری مزمن کلیوی باشد.» محققان بر آگاهی بیماران مبتلا به بیماری کلیوی در مورد ریسک بالا نارسایی کلیوی و مرگ ناشی از آن در بین مردان تاکید دارند.

21 آذر 1397 -11:49